مشروطه مهم ترین آوردگاه سنت های فکری- سیاسی متفاوت ایرانی، اسلامی و غربی و سنت های تلفیقی برآمده از آنها است. در این میان، اصحاب سنت اسلام فقاهتی در تباین، سازگاری یا ناسازگاری سنت اسلامی با سنت لیبرال غربی راه هایی متفاوت را پیمودند. در این پژوهش از آن دسته از فقها و مراجعی که در خوانش مجدد از اسلام، معتقد به سازگاری سنت ایرانی/اسلامی با سنت غربی بودند به عنوان سنت اسلام نواندیش یاد می شود. این سنت با استناد به آیات و روایات اسلامی نه تنها مشروطه را بر خلاف شریعت نمی یافت، بلکه از آن به عنوان آموزه ای اسلامی یاد می کرد که به بوسیله غربیان از مسلمانان به عاریت گرفته شده بود و آنک به تعبیر نائینی هذه بضاعتنا ردت الینا شده بود. اما در عین حال، این سنت از سوی برخی از روشنفکران ایرانی متهم به عدم شناخت و آگاهی صحیح از مشروطه و مبانی آن شد. در پی این مفروض است که شکست مشروطه را هم بر این اساس مورد ارزیابی خود قرار می دهند. این پژوهش با رویکردی مبتنی بر اصالت تعدد فرهنگ ها و یافته های تاریخی بر این فرض استوار است که مشروطه ایرانی در سنت اسلام نواندیش مفهومی است که در بستر فرهنگ ایرانی – اسلامی و مبتنی بر تفکر مدرن به صورتی آگاهانه نشو و نما یافته است. از این رو، حقیقت و معنای مشروطه را نه در فرهنگ غربی بلکه باید در جامعه ایرانی جست که مفسران ایرانی- اسلامی در خوانشی نوین متناسب با آن فرهنگ به آن دست زده اند.